من تو و خاطراتم
http://www.0my-fantasy-world0.blogfa.com/

دوستان عزیز این لینک یکی  از دوستامه که وبلاگش تازه باز شده خواهشا حمایتش کنید ممنون میشم از همتو . مرسی . 


+ نوشته شده در  90/05/11ساعت 9:21 PM  توسط نوید  | 

سلام به همه ی دوستای گلم .

چه میکنید با تاسبستون ؟ امیدوارم کلاسای تقویتیتون شروع نشده باشه . آمین

ببخشید دیر به دیر آپ میکنما درگیر پروژه ی جدیدمم . آخ آخ الان میگید این یارو میخواد خودشو مطرح کنه . آخه ما که گوشتمون تلخه . میایم خوبی کنیم خیر سرمون... اصلا ولش . دیوار از ما کوتاه تر که پیدا نمیشه . 

یه خاطره واستون بگم توپ . فقط یکم بی ادبیه دیگه خودتون ببخشید . 

چند وقت پیش داشتم از باشگاه بر میگشتم ، داشتم با دوستام حرف میزدم که یهو یه پیرمرده خیابون اصلی رو برید اومد سمت من . کلی ماشینا براش بوق زدن فحشش دادن . بعد یهو اومد یقه ی منو گرفت حالا من چشام گرد شده نگاش میکنم دوستامم لال شدن تماشا میکنن . همونجوری که ییقمو گرفته بود با صدای آروم گفت : یه چیزی بت میگمبه کسی نگیا ! گفتم بفرما حاجی . گفت : نه نه من که حاجی نیستم من کریم ( سانسور شده ) ام . من زدم زیر خنده چپ چپ نگام  کرد گفت : سیلی میخوای ؟ دستشو گرفتم از یقم اوردم پایین گفتم : برو کریم ... خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه . گفت : بزار اینو بت بگم . گفتم : بفرما . گفت : میدونی پسرا چی دارن ؟ بچه ها زدن زیر خنده . منم خندم گرفته بود بش گفتم : شما نمیدونی ؟ . انگار که نمیخواست بچه ها بفهمن ، صداشو اورد پایین تر گفت : دخترا رو چی ؟ وای دیگه ترکیده بودیم . گفت : برا دخترا کوچکتره . واااای منو میگید ؟ گفتم : حاجی ولم کن حوصله ندارم . بعد دوید دوباره رفت اونور خیبون به یکی دیگه گیر بده . ما دیگه اینقد خندیدیم که نفسمون بالا نمیومد.

-------------------------------------------------------

پ.ن : ببخشید یکم بی ادبی بود ولی به خدا خودمم خجالت میکشیدم

پ.ن : دوستم میگفتت دیروز دوباره دیدتش که به یه پلیس گشت ارشاد گیر داده بود :)

پ.ن : جون نوید نظر بدید

+ نوشته شده در  90/04/24ساعت 1:55 AM  توسط نوید  | 

سلام لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید بیییییییییییییییییییییییییییییب

آها اون ماله تلفن بود

سلام به همگی . تابستون خوش میگذره ؟ امیدوارم به همه ی کارااتون برسید

فقط برای برنامه هاتون عجله کنیدا . چون همون طورر که می دوونید تابستون کوتاهه

 حالا که برگشتم با یه ۱۷ راه جدید کارمو شروع میکنم .

۱۷ راه برای ذله کردن بقیه در تابستان ( احتمال داره یکی دوتاش تکراری باشه )

۱- روز گرفتن کارنامه را فراموش کنید

۲ - اگر یادتان ماند و به مدرسه رفتید با یک تیپ خفن و غیر اخلاقی برید ( آدامس جویدن آزاد است )

۳ - کلاس های تابستانی زیاد و گران را طلب کنید و اگروالدینتان مخالفت کردند بگویید آنها مانع پیشرفتتان هستند

۴ - اگر موفق به انجام مورد بالا شدید صبح تا شب در زمینه ی کلاس ها تعریف کنید . به عبارتی مخشان را تلیت کنید

۵ - در خانه که هستید بگویید کی به سفر میرویم ؟

6 - در سفر غر بزنید که کی بر میگردیم ؟

7 - بروید بیرون و برای ناهار بر نگردید

8 - بگویید حوصله ندارید بروید بیرون خرید کنید 5 دقیقه بعد یواشکی بروید بیرون

9 - این مخصوص آقا پسراست : انواع لباس زیرو رو تا وقتی بویش محل را بر ندارد اجازه ی شسته شدن ندارند

10 - بیدار ماندن تا 5 شب واجب و بیشتر ازآن مستحب است

11 -  اگر مورد بالا را رعایت کرده اید این آسان است : ظهر از خواب بلد شوید ، ناهار بخورید و بعد هم بخوابید

12 - اگر مد نظر دارد مادرتان را ذله کنید به عمه ها و عمو هایتان اصرار کنید بمانند

13 -

14 - اگر قصد دارید پدرتان را ذله کنید به خاله ها و دایی هایتان اصرار کنید

15 - اول تابستان غر بزنید که دلتان برای مدرسه تنگ شده

16 - آخر تابستان بگویید تابستان خیلی زود گذشت

17 - روز اول مدرسه خواب بمانید 

نظر یادتون نره نظر نظر نظر .

+ نوشته شده در  90/03/29ساعت 1:37 AM  توسط نوید  | 

سلام به همه ی دوستای گلم

شاخ امتحانا رو شکستم

حال دیگه هستم

دیگه برگشتم

دوتا ژست قبلیم پاک کردم

که منفی گرایی تو وبم نباشه

به زودی ۱۷ راه ها

داستانم

و یه بخش جدید به اسم ۵ برتر دارم

سر بزنید

مرسی

بای

-----------------------

ژ.ن:از بس جواب کامنتاتونو نوشتم دستم تاولزد  همش نوشتم ( یه مدت نبوودم ولی حالا هستم )

پ.ن۲: سر بزنید نظر هم فراموش نشه

+ نوشته شده در  90/03/25ساعت 8:39 PM  توسط نوید  | 

سلام

یه سلام

داغ به همه ی شما

دوستان ، آشنایان و بازماندگان

امیدوارم این سال رو با وجدانی پاک و آسوده تمام

و سال نو را با دلی نو آغاز کنید

و امیدوارم هفت سین دلتون شاد باشه

و بر پا

امروز میخوام ۱۷ راه برای خراب کردن عید و تعطیلات دیگرانو بگم

 

۱ - چهار شنبه سوری بی صدا مث وبلاگ بی متنه سر و صدا فراموش نشه

۲ - یه یاد آوری تایم چهار شنبه سوری از ۸ صبح ۳ شنبه تا ۳ شب ۴ شنبست کم تر قبول نیست

۳ - یه سری مواد منفجره ذخیره کنید ؛ لازم میشه

۴ - ساک تعطیلات رو تو آخرین دقیقه وقتی همه حاضرن

۵ - هر ۵ دقیقه توی راه به دستشویی بروید

۶ - اگه تو هوا پیمایید بخوابید و با صدای بلند خروپف کنید فین بلند تو دسمال موقع ناهار هم فراموش نشه

۷ - کاری کنید که وقتی از عید دیدنی بر میگردید هیچ مواد خوراکی در خانه ی میزبان نماند

۸ - به برادر کوچولویتان یاد بدهید وقتی شکلات تعارف میکنن ۴ تا برداره دو تا تو دهن تو هر دستم یکی

۹ - لباس نویتان را با چایی و شکلات تزئین کنید

۱۰ - تکالیف نوروزی را انجام ندهید

۱۲ - به پدر و مادرتان بگویید میخواهید در خانه بمانید و به سفر نیاید چون میخواهید برنامه های نوروزی را تماشا کنید

۱۳- به سیزده به در نروید نحس است

۱۴ - در خانه غر بزنید که کی به سفر میروییم

۱۵ - در سفر غر بزنید که کی به خانه میروییم

۱۶ - چینش سفره ی ۷ سین را به هم بزنید ؛ سیب جایش توی سبزه است

۱۷ - توی تنگ ماهی قرمز نوشابه و نان بریزید

نوروز مبارک

+ نوشته شده در  89/12/24ساعت 12:43 PM  توسط نوید  |